●
امد و گریست
و خود را خسته ای نا امید ز زندگانی نامید...
که چنین و چنین کرده است
که زندگانی چنین تازیانه بدیها میتواند باشد و است
انیکی در اغوشش گرفت و گفت که عشقمان شروع زندگانی دیگری برایت و برایمان است...
گوش نداد و رفت و خود را به دست زندگانی اول داد
و عاشقی را عمیقتر در مفهوم زندگانی فرو برد اما اندوهناک ...
علیرضا
بن
□ نوشته شده در ساعت 2:19 AM توسط Das