●
چرا چنين سخت است
كه يكديگر را دوست داشته باشيم؟
چرا دوست داشتن سخت است؟
من چه بايد بكنم كه تو مرا بپذيري؟
چه بايد بگويم؟
چه بايد بكنم كه مرا محترم بشماري؟
چگونه بايد بازي كنم؟
چگونه بايد به نظر بيايم
كه فكر كنم با تو برابرم؟
كجا بايد بروم؟
كجا حس كنم كه با ارزشم؟
من چه بايد بدانم؟
برادرانم, خواهرانم,
چرا ياد نگرفته ايم كه با اين تفكر بجنگيم؟
چرا نمي توانيم بدون رنج زندگي كنيم؟
چرا نمي توانيم بپذيريم كه با هم متفاوت هستيم؟
قبل از آنكه دير شود!
من چه بايد ياد بگيرم تا بفهمم,
چه چيز براي من خوب است؟
من چه چيز را بايد بدانم؟
وقتي كه ميدانم "حق" با من است, چه بايد بكنم؟
كجا بايد بروم؟
از ايمان خود با چه كسي سخن بگويم؟
چه كسي حق دارد؟
و من با اين همه خشم خود , چه بايد بكنم؟
چرا بايد بجنگم؟
شايد تنها راه اين باشد
كه عشق خود را تقسيم كنيم
با عشق ترانه اي بسازيم
از عشق خود لباسي بپوشيم
به يكديگر "عشق" هديه كنيم,
هم اكنون برادرت را دوست بدار
و اين عشق را به خواهرت نشان بده...
تنها همين راه باقي مانده است!
M.Louis Ciccone
شاعر معاصر ايتاليايي-امريكايي
Min@ster
□ نوشته شده در ساعت 6:26 PM توسط Anonymous